تبليغاتX
عشق محبت دوستی




















Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


عشق محبت دوستی

شیطان می خواست که خود را با عصر جدید تطبیق بدهد تصمیم گرفتم وسوسه های قدیمی را به حراج بگذارد . درروزنامه ای آگهی داد و تمام روز مشتری ها در دفتر کارش پذیرفت حراج جالبی بود: سنگ ها یی برای لغزش در تقوا ؛ آیینه هایی که ادم را مهم جلوه می داد ؛ عینک هایی که دیگران را بی اهمیت نشان می داد . روی دیوار اشیائی آویخته بود که توجه همه را جلب میکرد : خنجرهایی با تیغه های خمیده که آدم می توانست آن را در پشت دیگری فرو کندو ضبط صوت هایی که قفط غیبت و دروغ را ظبط میکرد.

شیطان رو به خریدارها فریاد میزد : نگران قیمت نباشید الان بردارید و هروقت داشتید؛ پولش را بدهید. یکی از مشتری ها در گوشه دو شی ء دید که هیچ کس به انها توجهی نمیکرد . اما خیلی گران بودند . تعجب کرد و خواست دلیل آن اختلافش را بفهمد.

شیطان خندید و پاسخ داد))فرسودگی شان به خاطر این است که خیلی ازآنها استفاده کردم . اگر زیاد جلب توجه می کردند ؛ مردم می فهمیدند چه طور درمقابل آن مراقب باشند . با این حال قیمت شان کاملا مناسب است . یکی شان ((شک)) است و آن یکی ((عقده حقارت )) . تمام وسوسه های دیگر فقط حرف می زنند ؛ این دو وسوسه عمل می کنند. ))

نوشته شده در جمعه 6 آذر1388ساعت 0:5 توسط حامد| |

شبی که همسرم از من خواست بود بازن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم . از ارزشمندترین وقایع زندگی من بود معمولا دیده نمی شوند و یا لمس نمی گردند بلکه در دل حس می شوند . زنم گفت که مرادوست دارد ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد. مادرم بود که ۱۹ سال پیش بیوه شده بود ولی مشغله های کاری و داشتن ۳ بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی و نا منظم به او سر بزنم . ان شب به مادرم زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم . مادرم با نگرانی پرسید مگه چیزی شده است ؟ او از ان دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و غیر منتظره برداشت بد میکرد به او گفتم : بنظرم رسید بسیار دلپذیر است که با هم که امشب را با هم باشیم او پس از کمی تامل گفت او نیز لذت خواهد برد . این جمعه بعد از کار وقتی برای بردنش می رفتم کمی عصبی بودم کتش راپوشیده و جلوس د رب ایستاده بود . موهایش را جمع کرده بود و لباسی پوشیده بود که در اخرین جشن سالگرد ازدواجش تنش بود . با چهره ای زوشن همچون فرشتگان به من لبحند زد . وقتی به من گفته بود که به دوستانش گفته است که امشب قرار است با پسرم به سینما و شام برویم و انها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند . ما به رستورانی رفتیم که خیلی لوکس نبود ولی خیلی دنج بود . دستم را چنان گرفته بود که گویی همسر ریس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم . هنگام خواندن از بالای منو به چهره مادرم نگاه میکردم و دیدم با لبحندی حاکی از یاد دوران گذشته را مرور میکند .  پس از شام درباره همه مسائل صحبت کردیم جوری که وقت سینما را هم نداشتیم .  وقتی به حانه برگشتیم به من گفت هفته اینده باید من تو را دعوت کنم و منم قبول کردم . جند روز بعد خیلی سریعتر اتفاق افتاد و مادرم به اثر سکته قلبی مرد. بعد از چند روز یک نامه از همان رستورانی که ما شام خوردیم به دستم رسید که مادرم فرستاده بود . در نامه نوشته بود که من یک میز دو نفر رزرو کردم . یکی برای تو یکی همسرت و هزینه ان را پرداخت کردم. وتو هرگز نخواهی فهمید که ان شب برای من چه مفهومی داشت دوستت دارم پسرم . دریافتم چقدر بهتر از به عریزانمان بگوییم که دوسشان داریم و زمانی را که شایسته هست به انها اختصاص دهیم . 

   

نوشته شده در جمعه 1 آبان1388ساعت 11:20 توسط حامد| |

ادامه راه سبز (ارس): شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد مرکزی قدس و انتفاضه، مسیرهای راهپیمایی روز قدس را اعلام کردند. سبزها نیز که از ابتدا بنا داشتند با حضور در این راهپیمایی علیه اسرائیل‌صفتان فریاد بزنند، با نمادهای سبز در همین مسیرها حضور خواهند یافت و سیاست صهیونیست‌وار سرکوب، اشغالگری و اختناق را با دست‌هایی حتی خالی از سنگ، محکوم خواهند کرد و در صورتی که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی امام‌جمعه نبود، راهپیمایی و تجمع خود را در میدان انقلاب تا جلوی دانشگاه تهران و ادامه‌ی آن در خیابان انقلاب ختم خواهند کرد. طبق اعلام نهادهای حکومتی: "این راهپیمایی سراسری از ساعت 10 صبح جمعه 27/6/88 به صورت همزمان در سراسر کشور همگام و همصدا با سایر ملل ظلم ستیز و آزاده جهان برگزار می‌شود. ملت سبز ایران در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان، در مسیرهایی که از سوی نهادهای ذی‌ربط حکومتی اعلام شده است، اما با نمادهای سبز همچون سربند، مچ بند و ... و پلاکاردها و پوسترهای حاوی شعارهای ملی جنبش سبز و یا عکس و نام شهیدان، حضور می‌یابند و علیه دولت کودتایی که رفتارش تنه به تنه‌ی اسرائیل می‌زند، قیام می‌کنند. جهت مشاهده مسیرهای راهپیمایی در تهران و  شهرستانها به ادامه مطلب بروید:

طبق اعلام نهادهای حکومتی: "این راهپیمایی سراسری از ساعت 10 صبح جمعه 27/6/88 به صورت همزمان در سراسر کشور همگام و همصدا با سایر ملل ظلم ستیز و آزاده جهان برگزار می‌شود. در تهران نیز مردم مومن و روزه دار از اقشار مختلف با مشت های گره کرده فریاد در می آورند و در موج خروشان برآمده از اقیانوس عظیم اراده های راسخ ملت بزرگ ایران به سوی میعادگاه های نماز جمعه حرکت و جنایات ددمنشانه رژیم غاصب و اشغالگر قدس شریف را به شدت محکوم نموده و همبستگی شان را با ملت مظلوم فلسطین اعلام می دارند."

البته به‌رغم آنکه در این اطلاعیه اشاره نشده، به فرموده‌ی بنیانگذار جمهوری اسلامی، روز قدس، روز فریاد همه مظلومان علیه همه مستکبران است و از این رو ملت ایران امسال بیش از آن و پیش از آنکه به نیت تظاهرات علیه مستکبران بیرونی به خیابان‌ها بیایند، برای اعتراض به مستکبران داخلی، سرکوب‌گران کودتاچی، غاصبان حق منتخب واقعی ملت و عاملان هتک حرمت بزرگان و ایجاد فضای بسته‌ی اختناق به خیابان‌ها می‌آیند.

ملت سبز ایران در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان، در مسیرهایی که از سوی نهادهای ذی‌ربط حکومتی اعلام شده است، اما با نمادهای سبز همچون سربند، مچ بند و ... و پلاکاردها و پوسترهای حاوی شعارهای ملی جنبش سبز و یا عکس و نام شهیدان، حضور می‌یابند و علیه دولت کودتایی که رفتارش تنه به تنه‌ی اسرائیل می‌زند، قیام می‌کنند. در شهرستان‌ها مسیرهای راهپیمایی روز قدس معمولا از قبل مشخص است و سبزها در همان مسیرها حضور خواهند یافت. در تهران نیز مسیرهای زیر اعلام شده است و در صورت ممانعت از حضور آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به عنوان امام‌جمعه روز قدس، سبزها راهپیمایی خود را در میدان انقلاب، و خیابان انقلاب ختم خواهند کرد:

مسیر شماره 1: مسجد امام حسین (ع) میدان امام حسین، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران

مسیر شماره 2: مسجد جامع ابوذر، میدان ابوذر، خیابان ابوذر، خیابان شهید برادران حسنی (قلعه مرغی)، خیابان قزوین، خیابان کارگر، میدان انقلاب، دانشگاه تهران

مسیر شماره 3: مسجد دارالسلام، میدان منیریه، خیابان ولیعصر (عج)، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران

مسیر شماره 4: مسجد امام زمان (عج)، خیابان آزادی، تقاطع خیابان بهبودی، میدان انقلاب، دانشگاه تهران

مسیر شماره 5: مسجد حضرت ابوالفضل (ع)، میدان توحید، خیابان توحید، خیابان آزادی، میدان انقلاب، دانشگاه تهران

مسیر شماره 6: مسجد نور، میدان جهاد، خیابان دکتر فاطمی، خیابان فلسطین، بلوار کشاورز، دانشگاه تهران

مسیر شماره 7: مسجد الجواد (ع)، میدان هفتم تیر، خیابان کریم خان، میدان ولی عصر (عج)، بلوار کشاورز، دانشگاه تهران.

برخی از منابع گفتند که نماز جمعه این هفته به اقامه سید احمد خاتمی که حامی دولت برگزار می شود

که از قبل نماز جمعه این هفته به اقامه ایت الله هاشمی رفسنجانی بوده. هنوز صحت این خبر تایید نشده.

 

نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت 14:35 توسط حامد| |

روزی استادی همراه عدهای از شاگردان کنار پلی ایستاده بودند و به رودخانه نگاه می کردند .

ناگهان از راه دور کالسکه ای ظاهر شد که در آن زوجی نشسته بودند . مرد بسیار خوش هیکل

و زیبا بود و بر عکس زن زشت و بدریخت دیده می شد.  

اما با وجود این مرد با نگاهی عاشقانه به زن می نگریست. یکی از شاگردان طاقت نیاورد و از

استاد پرسید :(( مگر این دختر مهر مار دارد که این پسر زیبا را اینچنین اسیر خودنموده است ))؟

استاد تبسمی کرد و گفت (( این دختر جذاب است . جذابیت با زیبایی تفاوت دارد . جذاب بودن

یعنی قدرت جاذبه داشتن و چه بسیارند زیبارویانی که قدرت دافعه شان بسیار بیشتر از نیروی

جاذبه آنهاست .شما گمان می کنید برای خواستنی بودن باید زیبا بود .

حال انکه اگر چنین بود میلیونها زن و مرد در این دنیا ی بزرگ بدون یار می ماندند.  در حالی که

چنین نیست و آنچه باعث نزدیک شدن دو نفر به یکدیگر می شود میزان جذابیت آندوست نه

زیبایی . مطمئن باشید اگر این زن به ظاهر زشت صورت در بین هزاران دختر پری چهره قرار

می گرفت باز هم به خاطر هنر جاذبه خواستنی که داشت بازهم مرد خوش شانس چهره او را

برمی گزید .  جذابیت یک زیبایی نیست این را هرگز از یاد مبرید .

در آخر حلول ماه مبارک رمضان مبارک

نوشته شده در جمعه 30 مرداد1388ساعت 0:13 توسط حامد| |

ولتر: کسی که از مرگ می ترسد. از زندگی هم می ترسد.

ابو سعید ابی الخیر: آن چنان باش که از تو حکایت کنند .تو حکایت نویس دیگران نباش

حضرت زهرا {س}: خدایا مرا در آنچه که به من روزی دادی قانع کن .

ناشناس: در مرام ما ایران عاشقی رسمی ندارد دوستی را می پرستیم چون که پایانی ندارد

ناشناس: بهترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند

ناشناس: شاد بودن تنها انتقامی است که می توان از زندگی گرفت

ما محکوم هستیم به زندگی کردن تا شاهد مرگ آرزوهای خود باشیم

وقتی با یک انگشت به کسی اشاره میکنی و مسخره اش میکنی اگر به دست خودت خوب نگاه

کنی سه انگشت دیگه ات به سمت خودت

نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 14:56 توسط حامد| |

این روزا در وطن ما خیلی اتفاق هایی افتاده از مردمی که قبل از انتخابات با شعور و فهیم بودند

الان به نام خش و خاشاک نام برده می شود به خاطره اینکه حق خودشون می خواند بگیرند

اشوبگر خوانده می شوند . به امید آزادی و سرافرازی ایران . جاوید ایران همیشه سبز.

در روح و جان مــــن ، مــی مانی ای وطن
بــه زیــر پا فــتد آن دلـی ، که بهر تو نلرزد

شرح این عاشقی ، ننـــشیند در ســخـن
که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیـرزد

ای ایران ایران ، دور از دامـــان پــاکت دســــت دگـــران ، بـــد گـــهـــــران
ای عشق سوزان ، ای شیرین ترین رویای من ، تو بمان ، در دل و جان

ای ایـــران ایران ، گـلزار ســـبــــزت دور از تـــاراج خــزان ، جـــــور زمــــان
ای مهر رخشان ، ای روشـــنـــگر دنــــیای مــــن به جــــهان ، تو بـــمان

سبــزی صــد چـــمن ، سرخی خون من ، سپیدی طلوع سحر ، بــه پرچــمت نــشســته
شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن ، بمان که تا ابد هستی ام ، به هستی تو بسته

نوشته شده در جمعه 5 تیر1388ساعت 16:15 توسط حامد| |

زندگي عشق است ُُعشق افسانه نيست آنکه عشق آفريد ديوانه نيست

 عشق آن نيست که در کنارش باشي عشق آن است که به يادش باشي

راستی ۱۲ خرداد تولدمه همین .

نوشته شده در چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 15:58 توسط حامد| |

لحظه ها هستند كه آدمي را هيچ و پوچ مي كنند.

لحظه ها هستند كه انسان را فرسوده و خسته از زندگاني مي كنند.

لحظه ها هستند كه عمر ما را به پايان مي رسانند.

                       و لحظه ها هستند كه انسان را فريب ميدهند !

 پس بيائيد از پس لحظه ها بگريزيم

به اميد لحظه ي بعدي زندگي نكنيم !                           

                                      اينگونه بينديشيم كه انگار لحظه ي بعدي پس راه ما نيست

                                      و از همين لحظه لذت ببريم نه به اميد لحظه ي بعدي...!!!

نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 11:48 توسط حامد| |

نوروز ۲۵۶۸ شاهنشاهی برابر با سال ۱۳۸۸ خورشیدی بر تمامی وطن پرستان مبارک باد ...

-عید نوروز بر شما و خانواده ی گرامیتان مبارک باد-

-

سال خوبی را برای شما و خانواده ی گرامیتان آرزو می کنی

لحضه تحویل سال ۱۳۸۸ هجری شمسی

ساعت ۱۵و۱۳دقیقه و ۳۹ ثانیه

روز جمعه ۳۰ اسفند ماه ۱۳۸۷ هجری شمسی مطابق ۲۲ ربیع الاول ۱۴۳۰

هجری قمری و ۲۰ مارس ۲۰۰۹ میلادی 

نوشته شده در دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 21:2 توسط حامد| |

شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد...چرا شيشه شكست؟ مادر مي گويد...شايد اين رفع بلاست. يك نفر زمزمه كرد...باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست، عابري خنده كنان مي آمد تكه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ كس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر ...است؟دل من سخت شكست اما، هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 19:46 توسط حامد| |


Design By : Night Skin